نوزده دقیقه است که این دوشنبه هم، من را پشت سر گذاشت و رفت، حالا سهشنبه آمده، هفتم ذیالحجهی 1430. خیلی حیاتی است این لحظهها برای خیلیها که اینجا هستند، شبی که در پیش است، آخرین شبی است که در مکه خواهیم بود، باید برویم ... اتفافی بزرگ در راه است، رستخیزی عظیم، از همین الان اوضاع مکه منقلب است و حالاش دگرگون شده، خیابان و معابرش شلوغ است، کمکم دارد پوشش خیلیها یک شکل میشود و خیلی ساده، تنها دو تکه؛ یکی میانبند است و دیگری بر دوش، همین! بیشتر مسیرها هم یکی شده و به خانهی خدا ختم میشود، قیامتی است دیدنی و غیرقابل توصیف. خدا نصیبتان کند، با معرفت انشاءالله.
البته اینجا هم مثل هرجای دیگری، سربندیهای خواسته و ناخواستهی زیادی هم هست و در میان این همه فرصتهای خوب، امکان و فرصت زیادی هم برای بیهوده بهسربردن وجود دارد و مبتلابه بعضی هم میشود؛ از بازار رفتن، جک گفتن، امپیتری گوشدادن، دعوا کردن، غیبتکردن و جستجوهای بیهدف در همهجا و سرکشی به کار و کاروان بقیه بگیرید تا موضوعاتی که عامل خارجی دارد مثل جیبزنی و سرقت از محلهای اسکان که تا به حال چند موردی برخورد داشتهام.
اما و هزار اما، موضوعی که بسیار جایش کماکان خالی است و خیلی آزار دهنده است، بهرهمندی از این ظرفیت عظیم دنیای اسلام در عرصهی اوضاع و احوال جهانی است. گاهی اوقات خوب که نگاه میکنید از این حج خیلیها دارند بهره میبرند به جز خود مسلمین! تمام شرکتهای کلهگندهی صوتی و تصویری جهان، تمام کارخانهجات خودروسازی معتبر دنیا، تمام عرضهکنندههای پوشاک و محصولات غذایی و بهداشتی مارکدار و دستآخر هم چین با تمام محصولات و تواناش در این حج، حضوری پررنگ دارند. جالبتر این که همهی آنها هم در تبلیغاتشان که حتی به هتلها و اتاق حاجیان ما هم رسوخ کرده، برایمان حجی مقبول و سعیی مشکور را آرزو کردهاند! و حتی دیروز دیدم که شرکت پاناسونیک در لابی هتل کریستالات الاصیل، برچسبی زده بود و مطلبی به زبان فارسی در مورد «زمان مناسب برای رمیجمرات» نوشته بود !!!...
صادقیمان را این روزها خیلی کم میبینم، امروز رفته بودم دارهادی دنبال کار و برنامهها، توی لابی دیدماش. همهیمان حسابی پر مو شدهایم، جان میدهیم برای کچل شدن؛ جان چه باشد که فدای قدم یار کنم، این متاعی است که هر بی سر و پایی دارد.

رفتن به بالای صفحه

