حدوداً یک هفتهی قبل، اولینبار توی مسجد شجره
دیدم کیوسکی بود و زائرین ریخته بودند اطرافاش و بستهای میگرفتند آبی رنگ، کنجکاو
شدم و خواستم بدانم چیست که به خاطر ازدحام نشد و رفتم دنبال انجام أعمال – یک
ساعت بعد وقت بازگشت در حالی که لباس احرام هم داشتم، دوباره مسیرم از جلو همان
کیوسک افتاد و اینبار کسی نبود إلا همان پاچالدارهایش، و بستهای هم به من دادند
که قلم مهماش یک کیسهی بنددار آبی رنگ مخصوص حمل کفش و خرتوپرت بود که روی آن
خیلی درشت به عربی و انگلیسی نوشته بود «موبایلی» و آرم و آدرس سایت شرکت مذکور را
هم زده بود و یک کاتالوگ با توضیحاتی با زبانهای مختلف هم در آن بود. البته این
نام برایم آشنا بود چون از اولین ساعت ورود به عربستان و شهر مدینه، از مغازهها و
دستفروشها گرفته تا کارگرهای نظافت هتل، همه به جای سلام و علیک میگفتند: سلام،
سیمکارت حاجی؟!! و بعد هم ادامه میدادند، الجوال، موبایلی، زین، جیاسام و ...
که اینها و چند اسم دیگر که یادم نیست، نام شرکتهای متعدد سرویسدهندهشان بود.
سرویسدهندهگانی!
بگذریم، آن نامها و این کیف از خاطرم رفته بود تا
چند شب قبل در مسجدالحرام که تعداد زیادی افراد با لباس احرام تازه رسیده بودند و
مشغول طواف بودند، نظرم را جلب کردند، تقریبا همهی آنها کولههای آبی بر دوش و
پشت داشتند و نام و رنگ آبی شرکت موبایلی در میان سفیدی حولههای احرام همهجا خودنمایی
میکرد !!.
خوب اگر
ما مسلمانان نمیتوانیم از پتانسیل عظیم این همایش بینظیر و بزرگ عبادی حج در جهت
رفع مشکلات جهان اسلام و ارتقاء عزتمندیمان بهرهبرداری کنیم، دلیل نمیشود که
دیگران بیبهره باشند !

رفتن به بالای صفحه


سالها دل طلب جام جم از ما می کرد
آنچه خود داشت ربیگانه تمنا می کرد